دیالوگی از بهروز وثوقی در قیصر
.
.
.
.
.
.
.
.
احترامت واجبه خان دایی
اما حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمیاد.
کی واسه من قد یه نخود مردونگی رو کرد تا من واسش یه خروار رو کنم؟
این دنیا همیشه واسه من کلک بوده و نامردی.
به هر کی گفتم نوکرتم با خنجر کوبید تو این جیگرم.
کسی از مردن ما ناراحت میشه؟ نه ننه!
سه دفعه که آفتاب بیفته سر اون دیفال و سه دفعه هم که اذون مغرب و بگن،
همه یادشون میره که ما چی بودیم و واس چی مردیم.
من بچهام آره. من خیلی هم بچهام.
واسه این که هر کی تو گوشم بزنه، میزنم تو گوشش.
اما تو چی؟ دلت میخواد تو گوشِت که بزنن بگی من پهلوونم!
پهلوونم باس افتاده باشه!
تو گوشش که میزنن سرشو بندازه پایین و از زیر دیوار رد شه.
شما اینو بهش میگین پهلوونی؟
وقتی تاس آدم بد نِشست، بد نِشست.
اما من فرار نمیکنم.
فرار آدمو کوچیک میکنه. ولی من تا آخرشو می رم ..
افلاطون می گه :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اگه با دلت چیزی یا کسی رو دوستداری زیاد جدی نگیرش، چون ارزشی نداره،
چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که دیدنه، اما اگه یه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی،
اگه عقلت عاشق شد، بدون که داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه!
شقایق نوشت : مرسی از اونایی ک ما رو فراموش نمیکنن و همیشه بمون لطف داشتن و
سر زدن بمون ...!
وَ اما اونایی ک میگن بی معرفتیم و اینا خودتون میدونین مث تابستون نی و کمتر میایم
اگه نیومدیم و ناراحت شدین ما رو ببخشین ایشالا جبران کنیم ...!
++ سارا توام آپ کن دیگه عه . . . ! ;) :)
شقایق نوشت 2 : تا حالا نشده بود یِ چیزو از خدا بخوام و اون خیلی زود ینی ب سرعت
نور برآورده ش کنه ...!
آرزوی ی چیزی رو کردم خیلی زود برآورده شد بدونِ اینکه خودمم بفهمم ولی بازم اون چیزو
ازم گرف نمیدونم ی جا خوندم مواظب آرزو کردنامون باشیم . . . ! من مواظب نبودم فک کردم
با داشتن اون چیز خیلی چیز میشه :) ولی . . . یکم برام سخته هنو نمیدونم چرا . . .
ناراحتم ی جوارایی ک اونو ازم گرف ولی از ی طرف دوتا چیز برام روشن شد و اینجوری بیشتر
فهمیدم و درک کردم ک هر کارت ی حکمتی داره . . . ! کَرَمِتو عشقه اوستا . . . !
(رضا کیانیان):از قدیم گفتن مواظب باش چی آرزو می کنی، چون ممکنه برآورده شه
خانه ای روی آب